على محمدى خراسانى
24
شرح كفاية الأصول (فارسى)
كه اضرب فورا و در آن پس از امر و كارى به آنات بعد ندارد ؟ يا مفادش اين است كه اضرب فورا ففورا يعنى و ان عصيت ففى الآن الثانى و ان عصيت ففى الآن الثالث و هلمّ جرّا ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : « در اينجا دو وجه وجود دارد كه بر مطلب ديگرى مبتنى هستند و آن اينكه در كليّهء مواردى كه مطلوب مولى مقيّد و مشروط است - چه شرطش وقت باشد و چه قيدش فوريّت و مانند آن باشد - اين بحث مطرح است كه آيا مقيّد بما هو مقيّد يك مطلوب است ؟ يا ذات مقيّد علىحده مطلوب است و تقيّد به اين قيد هم مطلوب ديگرى است ؟ به عبارت ديگر آيا وحدت مطلوب در كار است ؟ يا تعدّد مطلوب ؟ اگر قائل به وحدت مطلوب شديم بايد بگوئيم كه چنانچه فورا انجام نداد مطلوب كه مقيّد بود حاصل نشده و معصيت شده و امر ساقط است و ذات عمل بدون قيد فوريّت كه مطلوب نيست . ولى اگر طرفدار تعدّد مطلوب شديم مىگوئيم ، اگر فورا انجام نداد يك مطلوب معصيت شده ولى مطلوب ديگرى كه اصل عمل باشد و به قوّت خود باقى است پس بايد در آنات بعد هم فورا ففورا انجام دهد . حال از اطلاق صيغه كدام مستفاد است ؟ مىفرمايد : برفرض امر دالّ بر فور باشد ولى بر وحدت مطلوب يا تعدّد مطلوب دلالتى ندارد و هر دو محتمل است و خطاب اجمال دارد و بايد از خارج و به دليل اجتهادى ديگر وحدت يا تعدّد را بدست آوريم ، و اگر دليل خارجى هم نبود و نوبت به اصل عملى مىرسد و بايد ديد كه مورد مجراى كدام اصل است ؟ آيا اصالة الاشتغال و الاحتياط ؟ يا استصحاب بقاء وجوب اصل عمل ؟ يا برائت از وجوب ؟ هر فقيهى بايد براساس مبناى خود مشى كرده و اصلى را اختيار كند .